تبلیغات
مقالات پزشکی - پدر طب تغذیه
سه شنبه 17 خرداد 1390

پدر طب تغذیه

   نوشته شده توسط: موسسه احیای سلامت    

پدر طب تغذیه   



پدر طب تغذیه  

این عبارت زیبا، عنوان مقاله ای است که در نشریه نظام پزشکی (نشریه سراسری سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران شماره مهرماه 1389) منتشر شده است که نویسنده فرهیخته آن به تبیین ابعاد علمی زندگی پزشک عالیقدر ایرانی حکیم منصور الحسن بن نوح القُمدی پرداخته است و به دقت مستندات لازم برای مقاله را نیز جمع آوری نموده است.

 

ضمن اعلام مراتب تقدیر و تشکر از رویکرد نوین سازمان نظام پزشکی در راستای احیای فرهنگ غنی طب جامع ایران، متن کامل مقاله را با ذکر دقیق آدرس الکترونیکی آن در اختیار خوانندگان عزیز قرار می دهیم.

 

 ابومنصور الحسن ابن نوح القَُمری (Abu Mansur Al-Hasan Ibn Nuh Al. Qumri) (وفات در سال 990 میلادی) یکی از پزشکان نامی سرزمین ایران است. متأسفانه در مورد شرح حال وی اطلاع چندانی موجود نمی باشد و در بیشتر منابع فقط به تاریخ وفات وی اشاره شده است. او در کتاب پر بار خویش به نام "الغنیّ و المنیّ" برای اولین بار به علت و آثار سوزاک Ghnorrhrea اشاره کرده است. تا قبل از اکتشاف پنی سیلین این بیماری معضلی بود که یافتن راه کار آن بسیار سخت می نمود و حتی متمایز کردن آن به عنوان یک بیماری جدا از سیفیلیس و تشریح آن به سادگی ممکن نبود.(1) برای نخستین بار، این امر را ابومنصور به خوبی انجام داد. کتاب خانه کنگره آمریکا صفحاتی چند را به شرح حال این پزشک عالی قدر پرداخته است و جالب این که آثار وی را به ویژه کتاب "الغنیّ و المنیّ" در زمره دایره المعارف های پزشکی کلاسیک اسلامی می داند حائز ذکر است که کمتر کتابی توانسته این عنوان را به خود اختصاص دهد.(2) ابو منصور به قولی استاد ابن سینا بوده است. این امر توسط بسیاری از منابع تأیید شده است ولی اشاره ای در کتب ابن سینا به وضوح به این مسئله نشده است. به مانند بقیه پزشکان ایرانی به دلیل نگارش آثارش به عربی هم اکنون در جهان بیشتر به عنوان پزشکی عربی شناخته شده می شود. هر چند برخی از منابع بی طرف اشاره ای به ایرانی بودن وی می نمایند. ذکر این نکته از این لحاظ مهم است که در دوران معاصر هم تمام پزشکان ایرانی خارج از کشور به هر حال، بعدها در آن نظام آموزشی و فرهنگی طبقه بندی خواهند شد.

 

شارحان آثار ابو منصور القمری به عدد انگشتان دست هم نمی رسند. نخستین بار، مانفرد اولمان Manfred Ulmann بود که در سال 1970 در کتاب تاریخ طب به تشریح آرای ابو منصور پرداخته و به ویژه به کتاب الغنیّ و المغنیّ اشاره کافی کرده است. این کتاب بعدها در سال 1997 توسط دانشگاه ادینبورگ چاپ شد.(3)

 

دیگر دانشمند ترک، فوئات سزگین Fuat Sezgin نیز در آلمان در زمینه داروسازی و علم الادویه از ابو منصور یاد می کند. (5و4)

 

 پرفسور ریچارد تیپر Richard Tapper و کیث مک لاکلان Ckeith Mclachlan، در کتاب "فن آوری، سنت بقایای فرهنگ خاورمیانه و آسیای مرکزی" با اشاره به کتاب الغنیِّ و المغنیّ این کتاب را بعد از قانون شاخص ترین اثر قرن دهم می نامند. جالب این که آن را نمونه ای از آثاری می داند که به طور جامع با آگاهی قبلی جمع آوری شده است. ولی معتقد است تأثیر طب و سنن شرقی بر این کتاب به مراتب بیشتر از قانون می باشد و قانون بیشتر ادامه دهنده سنت یونانی است تا الغنیّ و المنیّ. پرفسور تیپر به کتاب دیگری از ابو منصور اشاره می کند که در کمتر آثار غربی دیده شده است. هر چند این کتاب اتفاقاً در شرق مشهورتر می باشد. وی می گوید:" کتاب التنویر فی الاصلاحات الطبیّه " (Al-Tanwir fil-Istalahatal-Tibbiya) نخستین فرهنگ لغات پزشکی است که در تاریخ نگاشته شده است و با لفظ فرهنگ لغت جیبی از آن یاد می شود.(6)

 

 کتاب دیگری به نام "علت العلل" منسوب به ابو منصور است که مفقود شده و هم اکنون نسخه ای از آن در دست نیست. دکتر ریچارد تیپر با بررسی نسخه های خطی سند 43 بخشی خطی را یافته است که کامل ترین و دقیق ترین نسخه موجود از کتاب الغنی و المنی می باشد. در این نسخه علایم (Symptom) و نشانه ها (Signs) به خوبی تشریح شده است و از این لحاظ این استدلال که قطعاً ابو منصور استاد ابن سینا بوده حداقل از نظر مطالعه کتاب ارزشمند وی تردیدی به جا نمی گذارد. این کتاب که هیچ گاه ویراسته به طور کامل چاپ نشده است به معنای تمام یک کناش (Kunnash) است. کناش در لغت به معنی تلخیص و اختصار است و شاید به معنای اصول باشد. پاره ای ریشه آن را از کنشاء می دانند که به معنای جَعد است و به مجموعه مطالبی گفته می شود که در کنار هم به صورت گردآوری و نامرتب آورده شده است ولی به نظر نگارنده این نام برای نوعی دایره المعارف استفاده می شود که شامل جمیع موارد یک شاخه علمی باشد. مثال کُنّاش رازی، کُنّاش ابومنصور و ... (6 و دهخدا)

 

 دکتر تیپر می گوید تمام نویسندگان در باب کشف بزرگ ابومنصور بسیار سخن گفته اند و مسئله سوزاک تقریباً برای همه شناخته شده است. ولی طبق بررسی های من دقت نظر ابومنصور به مسئله آلودگی های غذایی از مسائلی است که کمتر به آن توجه شده است. به همین دلیل مقاله میراث پزشکی در باب غذا و نوشیدنی ها تقریباً به طور کامل به ابو منصور اشاره دارد.

 

 ابومنصور با دقت وافری از نوک انگشتان پا تا سر را مورد مطالعه قرار داده و مسائل تغذیه ای را به دقت بیان کرده است و جالب این که اولین بار به صورت دقیق به مسائل تغذیه ای مرتبط و غذاها اشاره می نماید. هر چند تا روزگار وی بسیار بودند پزشکانی که به مقوله تغذیه و گیاهان دارویی پرداخته اند ولی ایشان به نوعی پدر علم تغذیه پزشکی (Medicinal Nutrition) می باشند، علمی که به تأثیر غذاها بر سلامتی بر اساس سنت بومی رایج بلکه به عنوان واحدی مستقل می پردازد. در طی این تحقیقات است که او از تجویزهای خاص غذایی استفاده می کند و این بخش برای اولین بار در مقایسه با سایر پزشکان بیش ترین سهم از درمان را در تجویز پزشکی به خود اختصاص داده است.(6) جایگاه تغذیه و در کتاب الغنیّ و المنیّ که اسم با مسمایی هم در این رابطه به کتاب انتخاب شده است، کاملاً واضح است.

 

 ابومنصور از شهرت رازی بسیار آگاه بود و به شدت در برخی از ارجاعات وی را توصیه کرده است.

 

 

ابومنصور و طب مسافرتی

 

 جایی ابومنصور می نویسد:

قدرت و توان بدن (که رابطه تنگاتنگی با تغذیه دارد) به ویژه در آغاز مسافرت ها از نظر عدم ابتلا به بیماری حائز اهمیت است و پزشکان با آگاهی به این مسئله می توانند با دادن استراحت کامل، حمایت روانی و مسائل روحی و تغذیه مناسب در صورت بیماری مریض را شفا دهند. هر چند دوره یک بیماری کوتاه هم باشد بایستی علت آن مرتفع گردد. اما اگر در مواردی علت به طور یقین برای ما محرز نشد مسائل تغذیه ای را نباید از یاد برد.(6) این اولین بار در تاریخ است که وظیفه یک پزشک توجه کافی بودن تغذیه بیمار می باشد. ارتباط مسائل تغذیه ای با بیماری هایی که در آن دوران شایع بودند مانند وبا (Cholera) از نظر ابومنصور دور نمانده است. ابومنصور می گوید که وبا نمی تواند در اثر خوردن رژیم غذایی خاص ایجاد شود بلکه می تواند در اثر خوردن میوه های تازه بعد از غذا ایجاد شود و از میان میوه ها هندوانه Water Melon بسیار قابل توجه است. این موضوع نشان می دهد وی به رابطه آب آلوده با محیط رشد صیفی جات و میوه ها آگاهی داشته است. در یکی از نسخه ها ابومنصور به درمان های سرگجیجه اشاره می کند و در اکثر موارد به درستی تقویت تغذیه ای می داند و معتقد است که حتماً در موارد بیماری های صعب العلاجی مانند مننژیت نقش رساندن مایعات به بدن از اهمیت فراوانی برخوردار است.(6)

 

 

 

داروشناسی ابومنصور القمری

آنتونیو اسکارپا Antonio Scarpa در سال 1982 – 1980 در مقاله ای در مجله اتنوفارماکولوژی درباره روغن کرچک و استفاده های تاریخی از این گیاه باستانی با نام ریسینوس کومونیس Ricinus Communis بعد از ذکر تاریخچه ای طولانی، از 4000 سال پیش از میلاد تا کنون، در حواشی قرن دهم از ابومنصور القمری یاد می کند و می گوید که ابومنصور برای شست و شو دادن معده از اخلاط مضرّ و متوقف کردن ترشح موکوس از روغن کرچک استفاده می کرده است. به همین دلیل هم روغن کرچک نوعی عصاره با طبع سرد لقب گرفت.(7)

 

 دیوید هوپر در سال 1937 از کتاب با ارزش و کمیابی درباره گیاهان مفید و سنتی در مناطق ایران و عراق از ابومنصور یاد می کند. در صفحه 75 و 76 این کتاب می خوانیم: کتاب الابنیه عن حقایق الادویه یکی از آثاری است که از تحقیقات ابومنصور القمری در زمینه تغذیه استفاده کرده است. به قول نویسنده این کتاب بعد از مهاجرت تاریخی برزویه طبیب به هند سنت پیدایش ادبیات نوین پزشکی از این دوران شکل گرفته است. با توجه به بخارایی بودن ابومنصور و حتی نزدیکی های فرهنگ هندیان باستان و ایرانیان باستان این امر کاملاً منطقی جلوه می نماید.(8)

 

 عربی یا ایرانی؟!

این مناقشه که از دورانی که ما اکنون با احترام از آن به عنوان دوران اسلامی – ایرانی یاد می کنیم در سال های اخیر بسیار افزون تر از گذشته شده است. تقریباً به واسطه آثار نوشتاری در آثار بسیاری از دانشمندان این دانشمندان عرب تلقی می شوند.

 

 در یکی از وب گاه های معروف جهان عرب به مطلبی برخورد کردم که به عنوان آن مطلب "نوآوری های پزشکی ارائه شده توسط اعراب" بود(9) دقیقاً همین مطلب در کتاب ماه علوم و فنون سال 1388 از دکتر عبدالعلی محقق زاده با عنوان مجموعه نوآوری های علوم پزشکی دانشمندان اسلامی و ایرانی یاد شده است. در این مطلب از نشانه های سوزاک ذکر به میان رفته است(10) و ابومنصور را شاخصی دانسته اند که سوزاک را به جهانیان معرفی نموده است. جالب این که با نگاهی گذار به محتویات دو جلد کتاب وی با عناوین "الغنیّ و المغنیّ" و "التنویر" در می یابیم که یافته های بسیار زیادی توسط دانشمندان به جهانیان عرضه شده است. حال این که واقعیت های تاریخی بازتابی از نظمی است که موفقیت جهانی این مسیر را تعیین خواهد کرد.

 

 

شرح نسخه کتاب خانه کنگره

 نسخه موجود در کتاب خانه کنگره آمریکا از کتاب "الغنیّ و المغنیّ" که به تصحیح غدی کرم GHADAE KARAM از دانشمندان عرب رسیده است تحت عنوان مطالعه ای در باب غنی و منی اثر ابومنصور الحسن نوح القمری در اولین سمپوزیوم تاریخ علم در دنیای عرب معرفی شد و از نظر این محقق کتاب در سه قسمت یا آن چه ابومنصور می گوید در سه مقاله است. قسمت اول با نگاهی به تقسیم بندی آناتومیک و تشریحی به بیماری های اعضای بدن و تفکیک عضو می پردازد. قسمت دوم بیماری های سطحی و جلدی بدن را مورد مطالعه قرار داده و در مقاله سوم از علل تب ها سخن به میان رفته است.(1)

 

 

 

ابومنصور و مدرسه بنی سعد

در شکل گیری آن چه در دوران پزشکی و علم در قرون وسطی و دوران سیاه اروپا در مشرق زمین و ایران می بینیم ایجاد مدارسی است که توسط مردم با عناوین مختلفی چون وقف در اختیار دانشجویان (طلاب) قرار می گرفت. هر چند که هنوز دانشگاه به آن معنی که امروزه مراد ماست وجود نداشت ولی ابومنصور حسن بن نوح القمری ماحصل یکی از مدارس بوده است. این مدرسه، مدرسه بنی سعد بخارا بود که خود ابومنصور بعدها از اساتید آنجا شد. شهرت او در این مدرسه تا به آنجا رفت که ابن سینا پزشکی را به نیت این استاد آغاز کرد. دقیقاً سنت اروپایی که بعدها در ایجاد دانشگاه شکل گرفت در این منطقه دیده می شود. ابومنصور در مدرسه ای تحصیل می کند که بعدها استاد همان مدرسه می شود.(11)

 

 منابع:

1)     National Library of Medicine (NLM) Internet Portal Division Medical History, Section Islamic Medical Manuscripts, Abu Mansur Al - Qomri

2)     Manfred Ullmann, Die Medizin im Islam, Handbuch der Orientalistik, Abteilung I, 1 Erganzungsband vi, Abschnitt 236 and 147 .pp, (1970, Leiden: E.J.Brill

3)     A.Z Iskandar, A Descriptive List of Arabic Manuscripts on Medicine and Science at the University, of California, Los Angeles Leiden: Brill 1984.

4)     Savage – Smith, “Bodleian” A New Catalogue of Arabic Manuscripts in the Bodleian Lirary, Oxford, Arabic Manuscripts on: 1 Volume Medicine and Related Topics Oxford: Clarendon Press, Planned date of 2003 Publication.

5)     Fuat Sezgin, Medizin- Pharmazie- Zoologie- Tierheolkunde bis H., Geschichte des arabischen 430 ca, Leiden: E.J. Brill 3 Schrifttums, Band 319 P , 1970

6)     Richard Tapper & Keith Mclachlan, Technology and Tradition and Survival of Material aspects in Frank, 2003, Middle east, Central Asia 44-41 Cass Pub, P

7)     ANTONIO SCARPA and ANTONIO GUERCI, VARIOUS USES OF THE CASTOR OIL PLANT, 5 ,Journal of Ethnopharmacology 137 – 117 PP, 1982

8)     USEFUL PLANTS AND DRUGS OF IRAN AND IRAQ, 76 – 75 p, 1937 DAVID HOOPER

9)     http://www.islamicmedicines. Com/fotum/muslims-medical-contributions-made—340/history arabs-field-medical-knowledge.html

10)ماهنامه تخصصی اطلاع رسانی و نقد و بررسی کتاب، کتاب علوم و فنون، آبان 1388، مجموعه نوآوری های علوم پزشکی دانشمندان اسلامی و ایرانی، دکتر عبدالعلی محقق زاده، صفحات 66 تا 73 .

11)پژوهش نامه شماره 21 مرکز توسعه تحقیقات استراتژیک تشخیص مصلحت، نقش سنت حسنه وقف در توسعه علم ... ، دکتر سید حسین امیدیانی، صفحات 91 تا 130